|
|
|
|
|
در رابطه با تخریب مزار شهدای جنبش مردم ایران می خواستم به اوباش بی شرف بگویم خیلی احمق هستید و هر روز بیشتر حماقت خود را به اثبات می رسانید. این شهدا در سینه های یک ملت ثبت شده اند و نادانهای بی وطنی مانند شما نمی توانید نام آنها را از حافظه تاریخی ملت ما پاک کنید. گیرم سنگ قبر ندا را شکستید با نام ندا در سینه یک ملت چه می کنید؟ * سنگ قبر ندا به وسعت کل خاک مقدس ایران است که البته برای بی وطنهای مانند اوباش بسیجی قابل درک نیست. به خانواده محترم شهدایمان هم می گویم از این عمل مزدوران دلشکسته نباشید که حرمت این شهیدان برای ما مردم با این اعمال کثیف واحمقانه از بین نمی رود که هیچ ، بلکه هزاران بار بیشتر میشود. در حال حاضر همه جوانان ایران ندا شده اند. سهراب و کیانوش شده اند.
** وعده ما 16 آذر پر جوش تر ، پر خروش تر ، گسترده تر.
از همه شما عزیزان برای شرکت در راهپیمایی در این روز با باند سبز - پیراهن سبز - کلاه سبز - بادکنک سبز و هر آنچه شما را با جنبش سبز همراه میکند دعوت میکنیم
** دیدار ما در خیابانهای ایران **
خداوند نگهدار ایران باد .... افشین |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 20:1 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
پرچم ملی چند دوره تاریخی را در ایران بشناسیم .......
پرچم زمان کوروش کبیر 559 سال پیش از میلاد که روانش شاد باد ......
درفش کاویانی
پرچم در دوره شاه طهماسب
دوره شاه صفی دوم
دوره نادرشاه
دوره علی قلی شاه عادل
دوره آغا محمدخان قاجار
دوره محمد شاه قاجار
دوره ناصرالدین شاه نادان ...
-- دوره پهلوی ....
** پرچم ملی ایران **
دوره حاضر ..........
بر گرفته از :
٢- قانون اساسی و متمم آن. ٣- تاریخچه شیر و خورشید، احمد کسروی . و نشان شیر و خورشید ر بطی به پهلوی ها ندارد ....
حکو متها می آیند و می روند ,, آنچه می ماند ایران جاودان و تاریخ پر فراز و نشیب آن است ......
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 21:14 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
** به ما در خیابانها بپیوندید و از رای و حق خود دفاع کنید **
اعتراضات را به داخل ,, متروها و واگونهاي آن ميکشانيم ,, و با هم سرود خوانده و شعار ميدهيم - عمده شعارها - مرگ بر ديکتاتور - نترسيد ما همه با هم هستيم - رفراندوم رفراندوم اين است شعار مردم - ايراني بپا خيز دين شده دست آويز - شبها بر روي پشت بامها فرياد ال .. اکبر - مرگ بر ديکتاتور
** شنبه سيزده تير در پارک لاله ** مادران عزادار» بیانیه شماره دو خود را با عنوان «سوگواری مادران عزادار ادامه دارد» منتشر کردند. سایت تغییر برای برابری: بنا به این بیانیه سوگواری خاموش و آرام مادران عزادار، عصر شنبه ششم تیرماه 88 در پارک لاله تهران، متاسفانه با هتک حرمت ، ضرب و شتم و دستگیری تعدادی از مادران و زنان جوان توسط نیروهای انتظامی و نظامی روبرو شد. به رغم مما نعت نیروهای پلیس از ورود زنان به پارک لاله و متفرق کردن افراد در پارک، بالغ بر 500 تن از مادران توانستند در گوشه و کنار پارک بنشینند و سوگوار فرزندانی شوند که در راهپیمایی های مسالمت آمیز و اعتراضی پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کرده و شهید شده بودند. در این بیانیه آمده است: «پیرو فراخوان اولیه مادران عزادار ما
تا پایان دادن به خشونت ها و آزادی کلیه زندانیانی که برای اعتراض به تقلب
های انتخاباتی دستگیر شده اند به ویژه مادران دستگیر شده در پارک لاله و
مجازات قاتلان فرزندان مان شنبه های هر هفته از ساعت 7 تا 8 بعدازظهر در پارک لاله و دیگر پارک ها به سوگ می نشینیم .» پارک لاله – بلوار کشاورز، نبش کارگر، پارک اندیشه – شریعتی
نرسیده به پل سیدخندان، پارک ملت – خیابان ولی عصر و پارک گفتگو- گیشا از
دیگر امکانی هستند که از سوی مادران عزادار برای سوگواری اعلام شدهاند. «مادران ! حس مادری مان ما را به دادخواهی از خون فرزندانمان و
خواست آزادی فرزندان دربندمان واداشته است. از همه شما دعوت می کنیم با
حضورتان در گوشه و کنار پارک های مذکور به این حرکت خودجوش مادرانه
بپیوندید. اعتراض تان را نسبت به مسئولان با سکوت؛ و همبستگی تان را با مادران عزادار و مردم حق طلب با آمدن تان نشان دهید.» این بیانیه در ادامه خطاب به «برادران و پسران ما در نیروهای
انتظامی و نظامی!» آورده است: «ما مادران شما هستیم، با شما با احترام و
مادرانه رفتار می کنیم، حرمت مادران را نگاه دارید و به مادران تان خشونت نکنید تا به آه مادران دردمند گرفتار نشوید.» در انتهای این بیانیه آمده است: «وعده ما شنبه 13 تیرماه در پارک های لاله ، اندیشه ، ملت و گفتگو »
ملت شاهد اسلام مدل آقاي خامنه اي هستند .. آقايون شما روي شاه و ساواک را سپيد کرديد .. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:54 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
حماسه مقاومت ایرانیان در برابر اعراب:
باید به عرض دوستان که میگویند ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب رفتند بخصوص بعضی از اسلام شناسان مانند دکتر شریعتی در بازگشت به خویش حمله ایران را بی هیچ مقاومت درخشانی در نهاوند و جلولا ... دانسته اندو اشخاصی که کتاب دکتر شریعتی را خوانده اند واینچنین فکر میکنند بگویم خواهشا" مطلب زیر را بخوانید تا ببینید آیا واقعا" ایرانیان باآغوش باز ??? رفتند به جلوی سپاهیان اعراب !!! و گفتند ای اعراب بیائید و مردان مارا سر ببرید و زنها و بچه های ما را به غلامی و کنیزی ببرید ( حتما" خوانندگان میدانند با غلام و کنیز چه رفتاری میشود و چه آیه ای هم محمد در قران برای کنیز آورده است. ) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 2:8 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
![]() در این خاک زرخیز ایرانزمین نبودند جز مردمی پاک دین همه دینشان مردی و داد بود وزآن کشور آزاد و آباد بود نگفتند حرفی که ناید به کار نکشتند تخمی که ناید به بار چو مهر و وفا بود کیششان گنه بود آزار کس پیششان همه بندة پاک یزدان پاک همه دل پر از مهر این آب و خاک پدر در پدر آریائی نژاد ز پشت فریدون نیکو نهاد بزرگی به مردی و فرهنگ بود گدائی در این بوم و بر ننگ بود کجا رفت آن دانش و هوش ما که شد مهر میهن فراموش ما که انداخت آتش در این بوستان کز آن سوخت جان و دل دوستان چه کردیم کین گونه گشتیم خوار خرد را فکندیم زین سان ز کار نبود این چنین کشور و دین ما کجا رفت آئین دیرین ما به یزدان که این کشور آباد بود همه جای مردان آزاد بود در این کشور آزادگی ارج داشت کشاورز خود خانه و مرز داشت گرانمایه بود آنکه بودی دبیر گرامی بد آنکس که بودی دلیر نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت نه بیگانه جائی در این خانه داشت اگر مایة زندگی بندگی است دو صد بار مردن به از زندگی است بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم برون سر از این بار ننگ آوریم به یزدان که هرگز جهان آفرین نه با بنده ای مهر ورزد نه کین ز نیک و بدت هر چه آید به سر ز خود بین و وز کردة خود شمر از آن روز دشمن به ما چیره گشت که ما را روان و خرد تیره گشت از آن روز این خانه ویرانه شد که نان آورش مرد بیگانه شد چو نا کس به دهکد خدائی کند کشاورز باید گدائی کند چو دانش پژوهنده بیند زیان که بندد به دانش پژوهی میان به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سر انجام بد داشتیم بسوزد در آتش گرت جان و تن به از بندگی کردن و زیستن اگر مایة زندگی بندگی است دو صد بار مردن به از زندگی است بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم برون سر از این بار ننگ آوریم بیاریم آن آب رفته به جوی مگر زان بیابیم باز آب روی شود مردمی کیش و آئین ما نگیرد خرد خرده بر دین ما ز فردوسی ام آمد این گفته یاد که داد سخن را چو او کس نداد چو ایران نباشد تن من نباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد سرشت من از مهر میهن بود من از میهن و میهن از من بود
پاینده ایران ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:53 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
![]() گوش بده تا بگم به تو نيت مو .... دارن از بين ميبرن هويت مو تاريخ خاک سرزمين آريايي ... داره فرياد ميزنه تا ما بياييم پس حالا وقتشه بشنوي که ... ايران من همون کشوري که بعد از ۷هزار سال ايران سرپاست ... هنوزم دل آريايي ها دريا ست بشنو هم وطن من اينو از ياس ... که واسه وطنم منم سرباز بگير به دستت پرچم ايرانو بگو ... نگين دست هستي ايرانو بدون اعتراض من ميشه مثل گلوله شليک ... بيا با هم بخوانيم سرود ملي خواهرو برادر من اي هموطن ... تمدن ايراني ها هست در خطر همه ما سربازهاي زير پرچمميم ... نميزاريم از ما بگه هر اجنبي واسه ما ايراني ها ملاک هر نفره ... که تو گردنامون پلاک فروهره اتحاد ما واسه دشمن اضطراب ... اسم ايران واسه مايه افتخاره احترام ما به ايران يک خار تو چشم .... کساني که ميخوان بزنند ضربه بهش مثل تشنگي گندم به آب مثل نم نم بارون بوي خاک مثل تو مثل چشم پاک بوي خاک وطن عشق تو توي قلبم خوندن از وطن حس منه عشق من خاک ميهن ايران ............................................................................ ميخواهي بگي ما آمديم از يک نسل وحشي پس يک نگاهي بنداز به تخت جمشيد داري اسم ايرانو بد جلوه ميدي ... که اسمتو بزرگ بنويسن رو جلد سي دي دارم هدفتو تو دفترم مينويسم ... ميدونم که واسه چي ساختي فيلم ۳۰۰ ميدونم که دلت ساخته شده از سنگ و سرب جاي اينکه با هنر بسازي فرهنگ صلح تو اين تيرگي روابط هواي مه آلود ... ميخواهي ماهي بگيري از آب گل آلود ولي اينو به تو ميگم با زبان اصيل ... که ايران نميشه تباه و تسليم خدا به تو داده دوتا چشم بينا ... ببين کتابهاي سعدي و ابن سينا يا فردسي و خيام يا مولانا رومي ... هميشه توي تمدن ما بالا بوديم ولي افشين نمي تونه ساکت شه ,,, اسم ايران بازيچه يک مشت ناکس شه هدفتو پاره ميکنم با تيغ ايمان ... تو کي هستي که بگي از تاريخ ايران کورش کبير بود صلح رو آغاز کرد ... يهوديها رو از بند بابل آزاد کرد کورش ساخت کتيبه حقوق بشر ... واسه همينه که دارم يک غرور قشنگ به ايرانمو به تاريخ وطنم ... به خاک همين سرزمين آميخته بدنم هر جاي اين کره خاکي هستي هموطن ... تا وقتي که خون تو ميدوه در بدن راضي نشوکه هر بيگانه با فرهنگ تو بازي کنه تاريخ ايران من هويت منه , ايران دفاع از تو نيت منه -------------------------------------------------------------------------------------------------- ,, با سپاس از گروه موسيقي ياس , که به زيبايي اين سروده را اجرا کردند ,, ---------------------------------------------------------------- پاينده نژاد آريا - از تاجيکستان عزيزمان - افغانستان دليرمان - ايران قلب و مادر آريا سه کشور هم ريشه هم خون و هم زبان آرياناي بزرگ ..... كعبه زرتشت ..... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 1:23 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
سال1388 خورشیدی .... سال 7031 میترایی آریایی ، 3747 زرتشتی و 2568 شاهنشاهی ... بر تمام ایرانیان و پارسی گویان جهان خجسته باد .
لینک امضای نامه به دبیرکل سازمان ملل متحد ٬ برای ثبت نوروز در تقویم جهانی :
http://www.petitiononline.com/Norouz
خداوند نگهدار ایران باد . * ما هستیم * |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 14:10 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
|
جشن چهارشنبه سوری که در پایان زمستان برگذار می شود نوید نوروز را می دهد. ![]()
نه كاخ نه گنج شايگان مي خواهيم نه يك ز هزار آرمان مي خواهيم امروز گرسنه ايم نان مي خواهيم * ما هستيم * جشن چهارشنبه سوری که در پایان زمستان برگذار می شود نوید نوروز را می دهد. در آن برپایی آتش و پریدن از روی آن به گونه ای زدودن پژمردگی، سرما و بیماری از تن و روان نیز می باشد. در ایران باستان، دانش برافروختن آتش و استفاده از آن در رزم یکی از حربه های سربازان پارسی بوده است که در جنگ ها از آن بهره می جستند و پارسیان پیروزی بر آتش را نشانة حقانیت و نیرومندی می انگاشتند. چنانکه فردوسی می گوید : سیاوش سیه را به تندی بتاخت نشد تنگدل جنگ آتش بساخت ز هر سو زبانه همی برکشید کسی خود و اسب سیاوش ندید. سرودن و زمزمة " سرخی تو از من و زردی من از تو " در حین پریدن از روی آتش بیانگر سپاس از آتش می باشد. سرخ گونگی علامت سلامت و زردگونگی نشانة بیماری نزد انسان می باشد. سپاس از آتش که گرما، سرخ گونگی و سلامت را هدیه داده است و زردگونگی و بیماری را دور ساخته استدر جشن چهارشنبه سوری صورت می گیرد. جشن چهارشنبه سوری هیچگونه ارتباطی به جشن ها و مراسم فرهنگی عربها ندارد و هیچیک از قبایل کنونی آنها این سنت را اجرا نمی کنند. این مراسم به هیچ دین و مذهبی وابسته نیست. این مراسم آریائی و پارسی می باشد.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 21:28 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
.... تیر آرش در کمانم، ---- خاتمی - ( ترسو ) و .... موسوی ( هندوانه دربسنه با گرایشات فکری نظام بسته ) نوری - ( ار پیش رد صلاحیت شده ) احمدی نژاد - ( حساب پس داده ) لاریجانی - ( عتیقه) همه شان دیزی شان را در یک ظرف میکوبند -- زیاد جدی نگیر انتخابات را ما راي نمي دهيم به انتخابات نمايشي -- ما بيداريم -- * ما هستيم *
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 22:4 توسط افشين
|
|
||
|
|
|
|
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ پروین اعتصامی چنین می سراید : که من پروین فروغ شهر ایرانم .. نه پوراندخت، نه آذردخت، نه آتوسا، نه پانته آ بلکه آرتمیس سپهسالار ایران در نبرد پارس و یونانم مرا گر در مقام همسری بینی نه یک همخواب و همبستر که یک همراه و یک یار وفادارم نه یک برده مکن اینگونه پندارم که جوشد خون آزادی به شریانم بدون زن کجا میداشت تاریخ تو؟ آرش با کمانش؟ کاوه آهنگر با گرز و سندانش؟ بدون زن کجا میداشتی آن شاعر توسی؟ نگهبان زبان پارسی؟ استاد فردوسی؟ مرا گر در مقام مادری بینی مگو با من که هست فرشی از بهشت زیر پایم نگاهم کن که زیر پای من دنیا به جریان است ز نور عشق من رخشنده کیهان است که با دستان من گردون به جریان است که جای پای من بر چهره سرخ و سپید و سبز ایران است برو ای مرد دگر مبر آسان به لب نامم که من آزاده زن فرزند ایرانم ....... ایرانی به خود آ ,, گر به خود آیی , به خدایی رسی
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 1:29 توسط افشين
|
|
||